۲۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

تنهایی

تنهایی

 

حالا دیگر ...
نه از حادثه خبری هست ...
و نه از اعجاز آن چشم های آشنا ...
از دلتنگی ها هم که بگذریم ...
" تنهایی " ...
تنها اتفاق این روز های من است ...

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام دوست داشتم

دانلود آهنگ دوست داشتم از محسن چاوشی 

 

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده محسن چاوشی به نام دوست داشتم
.: ترانه : حسین صفا / تنظیم و موزیک : محسن چاوشی :.

" از دست ندید "

ادامه مطلب...

سکوت

سکوت

 

یک روز من سکوت خواهم کرد ...
تو آن روز ، برای اولین بار ...
مفهوم " دیر شدن " را خواهی فهمید ...

سپاس که هستی

سپاس که هستی

 

ده دقیقه که دیر می کنی ...
ده بار دیگر روی نبضم ...
روی موهایم روی شالم ادکلن می زنم ...
ده بار دیگر در آینه نگاه می کنم ...
ده بار دیگر از آینه می پرسم : " من خوبم ؟ "
ده بار به تپش قلبم اضافه می شود ...

ادامه مطلب...

شب حسرت

شب حسرت

 

آغوش هیچ خیالی ...
بوی آشنای بازوانت را نداشت ...
و نجوای هیچ بارانی ...
هم صدای لبهای تو نبود ...
اینک تو را ...

ادامه مطلب...

دنیای ما اندازه ی هم نیست

دنیای من و تو فرق دارد

 

من عاشق بارون و گیتارم ...
من روزها تا ظهر می خوابم اما شب ها تا صبح بیدارم ...
دنیای ما اندازه ی هم نیست ، من خیلی وقتا ساکتم ، سردم ...
وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم ...
دنیای ما اندازه هم نیست می بوسمت اما نمی مونم ...
تو دائم از آینده می پرسی من حال فردامم نمی دونم ...

ادامه مطلب...

آدمک های چوبی

آدمک های چوبی

 

چشمانت را ببند ...
و فقط لحظه ای خود را به جای من بگذار ...
حس می کنی چقدر تنهایم ؟
وقتی میان این همه آدمک چوبی ...
شانه ای نیست که تکیه گاه گریه ام باشد ...
آخر تو رفته ای ...

بگذار باز هم به تو برگردم

خیال تو

 

این روزها که جرأت دیوانگی کم است ...
بگذار باز هم به تو برگردم ...
بگذار دست کم گاهی تو را به خواب ببینم ...
بگذار در خیال تو باشم ...
این روزها ...
خیلی برای گریه دلم تنگ است ...

تو هر لحظه با منی

تو هر لحظه با منی

 

در ذهن زنانه ی من ...
مرد یعنی تکیه گاهی امن ...
یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن ، بدون اندکی شرم ...
در ذهن زنانه ی من ...
مرد یعنی کوه بودن ، پر از سخاوت ، پر از حیای مردانه ...
در کنار این ابهت ، لوس شدن های کودکانه ...

ادامه مطلب...

لبخندی که درد می کند

لبخندی که درد می کند

 

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام ...
درد یک اتفاق که شاید با اتفاق تو ...
دردش متفاوت باشد ...
من از دست رفته ام ، شکسته ام ...
می فهمی ؟
به انتهای بودنم رسیده ام ...
اما اشک نمی ریزم ...
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد می کند ...

مرا در آغوش بکش

آغوش

 

غرورت را کنار بگذار ...
نزدیکم شو ...
مرا در آغوش بکش ...
بگذار گرمای وجودت را به یاد آورم ...
دوباره بگو باز هم بگو که دوستم داری ...
بگذار در آغوشت آرام گیرم ...

ادامه مطلب...

کاش نبودنت حس نمیشد

کاش نبودنت حس نمیشد

 

چقدر لحظه های بی تو بودن سخت میگذرد ...
چقدر فاصله و دوری زجرآوره ...
دوست داشتم اینجا بودی ...
کنارم ، نزدیک من ...
هوای دلمی ...
حداقل میدونستم زیر آسمون شهرمی ...
هوای من هوای تو هم هست ...

ادامه مطلب...

شاید آرام تر میشدم

شاید آرام تر میشدم

 

شاید آرام تر میشدم ...
فقط و فقط ...
اگر میفهمیدی ...
حرفهایم به همین راحتی که میخوانی ...
نوشته نشده اند ...

یاد بعضى نفرات

یاد بعضی نفرات

 

یاد بعضى نفرات روشنم می دارد ...
قوتم مى بخشد ، راهم مى اندازد ...
نام بعضى نفرات رزق روحم شده است ...
وقت هر دلتنگى ، سویشان دارم دست ...

همه زندگی من تو بودی

همه زندگی من تو بودی

 

همه زندگی من تو بودی ....
تا چشم ها را بستم ...
آرزویم تو شدی ...
فکر رفتن کردم ...
سمت و سویم تو شدی ...
تا که لب وا کردم ...
گفتگویم تو شدی ...
در میان سکوت شبهایم ...
جستجویم تو شدی ...

ادامه مطلب...